زندگی شتاب‌زده. . .| ویکی پدیا فارسی
Xبستن تبلیغات
Xبستن تبلیغات

زندگی شتاب‌زده. . .

 

یا حکیم . . .

       مرگ یک واقعیت است. نمی‌دانم چرا...! امّا، احساس قوی و تأثُّر بخشی مرا با مرگ روبه‌رو کرده است. گویی، حضورش را درک می‌کنم. بااین‌حال، از خودم می‌پرسم: اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد، آیا کارهایی که باید امروز انجام بدهم را انجام خواهم داد؟... و این پرسش مرا بیش‌تر از پیش، با خودم رو‌به‌رو می‌کند. از خودم می‌پرسم: آیا زندگی ارزش اینگونه زیستن را دارد؟... و هنگام پرسش کردن از خودم، دربارة زندگی و کارهای روزمره‌ام فکر می‌کنم. لیست کارهایی که باید امروز انجام بدهم را مرور می‌کنم. فکر می‌کنم مهمترین کاری که باید انجام بدهم، خرید هدیه برای پدر و مادرم است. زیرا، فردا صبح به دیدن آنها خواهم رفت؛ به‌رغم‌این، بررسی شتابزدة لیست کارهایی که باید انجام می‌دادم و لیست کارهایی که انجام داده‌ام، در من احساسی بر نمی‌انگیزاند. بلکه، برای من چگونه بودن و مهم‌تر از آن، چگونه شدن، اهمیت می‌یابد. حضور مرگ نیرومند است و زمان محدود است؛ بااین‌حال، چیزی که احساس من را بر می‌انگیزد، تصوری است از خودم آنگونه که باید باشم... و مانند همیشه این پیغام تاریخ کهن که توی ذهنم حک شده است را به یاد می‌آورم: «زندگی نا آزموده، ارزش زیستن ندارد».