کسل کننده...| ویکی پدیا فارسی

کسل کننده...

یا رفیق . . .


یک سال پیش، روزی مانند همین‌روزها، دربارة خودم فکر کردم. سعی کردم به این پرسش که «من کیستم؟» پاسخ واقع نگرانه‌ای بدهم. در واقع، من باید انتخاب می‌کردم. من از یک انتخاب و از یک شرایط دشوار بیرون آمده بودم و خیلی زودتر از آنچه بخردانه باشد، وارد یک مرحلة تازه شدم و درنتیجه در وضعیت انتخاب مهمی قرار گرفتم.

      معمولاً دربارة تجربه‌ها و افکارم می‌نویسم. امروز همة آن یادداشت‌ها را خواندم؛ یعنی، آنچه در آن روزها فکر کرده بودم را یک‌به‌یک خواندم. جدولی بود که سه ستون داشت. ستون اول، واقعیت‌های من بود. اینکه، من الان چه مشخصات اجتماعی، فرهنگی، شخصیتی، اقتصادی و... دارم. ستون دوم، رؤیای من بود. اینکه، دوست دارم چگونه باشم. ستون سوم، ظرفیت‎های من بود. اینکه، می‌توانم که (با چه مشخصاتی) باشم. یک سال گذشته است. درکم از خودم تغییر کرده است. اینکه، که هستم و که می‌خواهم باشم و که می‌توانم باشم. همة اینها تغییر کرده‌اند. دوباره باید پاسخ بدهم. وقتی یادداشت‌های این چند وقت را مرور می‌کنم، متوجه می‌شوم که برای رو‌به‌رو شدن با خودم خیلی تلاش کرده‌ام. گرچه ذهن و روانم، گریزان و آشوبناک بود. امّا، سعی کردم با خودم رو‌به‌رو شوم. خیلی سخت است. برای من که همواره درحال تغییر هستم، کار دشواری است. مختصات زندگی‌ام همواره تغییر می‌کند و این تغییر، همة آنچه هستم و آنچه می‌خواهم باشم و آنچه می‌توانم باشم را تغییر می‌دهد. بنابراین، دوباره باید از اول شروع کنم...

       این جملة گوستاو فلوبر «در زندگی‌تان، مرتب و منظم باشید تا در کارتان سر سخت و با اصالت باشید» را بالای دفتر یادداشتی که از امروز چگونگی بودنم را در آن یادداشت می‌کنم، نوشته‌ام. خیلی درشت‌تر نوشته‌ام: «مراقب خودت باش». این دفتر و تقویمی که درست کرده‌ام، به من کمک می‌کنند برنامه‌ریزی کنم و مرتب و منظم باشم. در واقع، به من اهداف محکم می‌دهد و مرا در مسیر نگه می‌دارد. اگر خانه‌های تقویم (روزها) را دنبال کنم، پس از چند روز یک زنجیره خواهم داشت. این زنجیره هر روز بلندتر می‌شود. باید مواظبت کنم که این زنجیره شکسته نشود. من در مهم‌ترین پروژة زندگی‌ام (اخلاقی زیستن)، نتیجة رضایت بخشی نداشته‌ام. با اینکه شکست خورده‌ام، تسلیم‌پذیر نیستم. باید مهم‌ترین پروژة زندگی‌ام را به نتیجه برسانم. هنوز برای معنوی زیستن و به‌دست آوردن حیات معنا دار، رؤیا پردازانه و جسورانه، مبارزه می‌کنم. از زمین خوردن‌های مکرر خسته نخواهم شد. همیشه، یا راهی هست، یا باید ساخت راهی...